تبليغاتX
گیسوی رها
گیسوی رها

Home Email Archive Designer

 

طلوع یا غروب

چه فرق میکند

وقتی نباشی

تو نیستی

و خورشید مردد است

برای آمدن

طلوع مبهم خورشید

...انتظار

شفاف آسمان

 

 

لينك مطلب | نوشته شده در بیست و پنجم مرداد 1385 ساعت توسط حسین مصطفی پور |


 

پروانه است

یا قلب سنگ؟

ببین آنجا را می گویم

 

لينك مطلب | نوشته شده در بیستم مرداد 1385 ساعت توسط حسین مصطفی پور |


 

نمی دانم

رنج است بودن

یا لذت؟

می اندیشد

به مزارع گندم

ملخ نوزاد

 

لينك مطلب | نوشته شده در هجدهم مرداد 1385 ساعت توسط حسین مصطفی پور |


مردم از بهت مرداد

يك نسيم سراسيمه بفرست

قاصدكهاي بغض مرا منتشر كن

سيد علي مير افضلي

خبري به من نمي سپاري؟

مي خواهم بروم

تا آن سرزمين دور

جواد شمس

ذوق رفتن دارند

گلبرگهاي قاصدك

ساقه اما دلتنگ

فريبا عرب نيا

راز دار خوبيست

اما

تا وزش اولين نسيم

آشنا

همهء نشاني ها را

خوب به ياد سپرده اي

قاصدك جوان؟

كتايون آموزگار

قاصدك

مهمان دستانم

مي شوي؟

هيلا

ديگر بر نمي گردد

اندوهگين به هم گفتند

گلهاي زرد

سارا

مي خواهم بمانم كنارتان

گلهاي زرد وحشي

قاصدك مي گويد

نوين نبوي

 

لينك مطلب | نوشته شده در هجدهم مرداد 1385 ساعت توسط حسین مصطفی پور |


 

باز بود دلم کاش

مثل بالهایت

پرنده!

 

لينك مطلب | نوشته شده در شانزدهم مرداد 1385 ساعت توسط حسین مصطفی پور |


 

پیامبران شادی

در انتظار

نسیم وحی  

 

لينك مطلب | نوشته شده در دهم مرداد 1385 ساعت توسط حسین مصطفی پور |


 

مرده ای ایستاده

بر دستهای

عریان دشت

چه سینه سرخهایی

که ترساندم

به شوق سبز شدنتان

مترسک

می نگرد

بر دسترنج خویش

 

لينك مطلب | نوشته شده در چهارم مرداد 1385 ساعت توسط حسین مصطفی پور |


 

نور است و طراوت

اسب اما

 پژمرده و تاریک

 

لينك مطلب | نوشته شده در چهارم مرداد 1385 ساعت توسط حسین مصطفی پور |


Home | Archive | Email