تبليغاتX
گیسوی رها

گیسوی رها

فوتو هایکو (سی)

 

در گوش درخت

از شكوفه مي گويد

باغبان پير

 

+ نوشته شده در  بیست و نهم مهر 1385ساعت   توسط حسین مصطفی پور  | 

فوتو هایکو (بیست و نه)

 

چه دلفریب اند

پشت پلکهای کویر

سایه های سبز

درآغوش هم بودن :

رویای

بی تعبیرما 

 

+ نوشته شده در  بیست و دوم مهر 1385ساعت   توسط حسین مصطفی پور  | 

فوتو هایکو (بیست و هشت)

 

اگر خود اوست

چرا بر نمی گردد؟

آفتاب می گوید

آن قدرزيباست

كه آفتاب

گردان اوست

 

+ نوشته شده در  چهاردهم مهر 1385ساعت   توسط حسین مصطفی پور  | 

فوتو هایکو (بیست و هفت)

 

این خطوط می گویند

هرآنچه را که گفتنی ست

چیزی نگو

دستی بر زانو

با دست دیگر شاید

آبی می نوشد

چقدرروشنی

هدیه داده است

این دست سیاه

 

+ نوشته شده در  ششم مهر 1385ساعت   توسط حسین مصطفی پور  | 

فوتو هایکو (بیست و شش)

 

می خندد حتی

 بعد ازاین همه پله

 دختر روستا

پله به پله هر روز

می شمارم

آرزوها یم را

هر شب خواب می بینم

خانه ای سبز شده

کنار مزرعهء مان

  

+ نوشته شده در  یکم مهر 1385ساعت   توسط حسین مصطفی پور  |