تبليغاتX
گیسوی رها
گیسوی رها

Home Email Archive Designer

 

در گوش درخت

از شكوفه مي گويد

باغبان پير

 

لينك مطلب | نوشته شده در بیست و نهم مهر 1385 ساعت توسط حسین مصطفی پور |


 

چه دلفریب اند

پشت پلکهای کویر

سایه های سبز

درآغوش هم بودن :

رویای

بی تعبیرما 

 

لينك مطلب | نوشته شده در بیست و دوم مهر 1385 ساعت توسط حسین مصطفی پور |


 

اگر خود اوست

چرا بر نمی گردد؟

آفتاب می گوید

آن قدرزيباست

كه آفتاب

گردان اوست

 

لينك مطلب | نوشته شده در چهاردهم مهر 1385 ساعت توسط حسین مصطفی پور |


 

این خطوط می گویند

هرآنچه را که گفتنی ست

چیزی نگو

دستی بر زانو

با دست دیگر شاید

آبی می نوشد

چقدرروشنی

هدیه داده است

این دست سیاه

 

لينك مطلب | نوشته شده در ششم مهر 1385 ساعت توسط حسین مصطفی پور |


 

می خندد حتی

 بعد ازاین همه پله

 دختر روستا

پله به پله هر روز

می شمارم

آرزوها یم را

هر شب خواب می بینم

خانه ای سبز شده

کنار مزرعهء مان

  

لينك مطلب | نوشته شده در یکم مهر 1385 ساعت توسط حسین مصطفی پور |


Home | Archive | Email